مساله فلسطین یکی از پیچیدهترین و قدیمیترین مسائل حل نشده نظام بینالملل است که راهحلهای سیاسی زیادی از جمله راهحل دو دولتی، کنفدراسیون اسرائیل-فلسطین، دولت واحد دموکراتیک، گزینه اردنی و طرح ترامپ موسوم به طرح صلح برای موفقیت، برای حل آن ارائه شده اما هیچ یک تا به امروز اثربخش نبوده است؛ه نظر میرسد که شاید در فضای متاثر از پیمانهای صلح ابراهیمی و به ویژه عادیسازی احتمالی عربستان و اسرائیل امیدی به احیای مساله فلسطین در دستور کار سیاست خارجی اسرائیل باشد؛ اما با وقوع 7 اکتبر و فضای امنیتی متاثر از آن اسرائیل این مساله را به طور کامل از دستور کار خارج کرد و در حال حاضر گفتمان الحاق کامل کرانهباختری و حتی نوار غزه به گوش میرسد. این نوشتار در پی پاسخ به این سوال است که چه عواملی منجر به خروج مسأله فلسطین از دستور کار سیاست خارجی اسرائیل شد؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که همبیشی سه مولفه رشد جریان راستگرا و گفتمان آن در اسرائیل به ویژه پس از ترور اسحاق رابین در سطح واحد، وقوع نبردهای دنبالهدار بین فلسطین و اسرائیل که عملیات طوفانالاقصی ظهور و بروز اخیر این تنش تاریخی بود و از یک سو منجر به شکلگیری جبهه چندعرصهای بر ضد اسرائیل در سطح منطقه و از سوی دیگر باعث برجسته شدن گفتمان دولتی شدن فلسطین در سطح نظام بینالمللی شد، در یک تاثیر چند لایه منجر به خروج مسأله فلسطین از دستور کار سیاست خارجی اسرائیل شده است.